تبليغاتX
روانشناسی خویش

آفتاب مشکلات یخ زده خود باشیم .

برف می بارد و می بارد روی شاخه های نحیف درختان، درختان سرما زده ایی که به خواب رفته اند .

برفی که ساعتها ببارد گرچه آهسته ، سبک و زیباست اما با گذشت زمان شاخه ها را خم میکند همانطور که  یک دانه برف در نگاه اول سبک و بی خطر است و به جایی از درخت تنومند بر نمی خورد تحمل آن ،بارش برف متوالی بدون وجود آفتاب ،برف لطیف را تبدیل به باری سنگین و غیرقابل تحمل برای درخت تنومند میکند.

آفتابی صبور می خواد تا برف سنگین یخ زده روی درختان خواب رابزداید و مانع شکستنش بشود.

...درست شبیه مشکلات ما ؛درابتدا ،گذرا و اندک به نظر میرسند اما اگر بر دل بمانند همانند برف روی شاخه های دل ما سنگینی خواهند کرد و چه بسا آنرا بشکنند. مشکلی که در ابتدا بی اهمیت جلوه کرده است،به ضمیر ناخودآگاه ما خواهد رفت و همانجا یخ خواهد زد. مشکلی که به سبکی یک دانه برف بود در آنجا تبدیل به یک قطره یخ خواهد شد و باقی خواهد ماند سخت تر و نیازمند به زمان بیشتر برای روان شدن.

قبل از آنکه کوران مشکلات شاخه های قلبمان را بشکندو اندام مارا خمیده گرداند، آفتاب مشکلات یخ زده خود باشیم .

 گاهی این کولبار برف نیازمند آفتاب گذشت است و گاهی بادی سخت را نیاز است تابرفها را با سیلی خود  فرو ریزد.

 

نویسنده :یکتا | 14:26 | پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 •

دوربین مخفی

از فرد عینکی خواسته می شود که نزدیک تر بیاید و عینکش را درون مایعی بگذارد و اثر آن را ببیند، ببیند که این مایع کذایی باعث می شود دیگر شیشه های آن نشکند،فرد طمع می کند و عینک را مستقیم درون مایع کثیف فرو میبرد. فرد پیشنهاد دهنده عینک را در می اورد و به دورش حوله میپیچد و به او میگوید تمام شد دیگر نخواهد شکست،چکش را بر می دارد و به عینک می کوبد ، شیشه ها خرد می شوند! فرد عینکی در بهت فرو می رود همانطور به عینک شکسته نگاه میکند و حسرت می خورد ! پیشنهاد دهنده در ابتدا اظهار تاسف می کند و معذرت می خواهد ، اما فرد عینکی همچنان ناراحت و مغموم به عینک خرد شده اش می نگرد! در همین هنگام فرد پیشنهاد دهنده عینک سالم فرد را که طی تردستی با عینکی جا به جا کرده به او باز می گرداند! فرد عینکی بی نهایت خوشحال می شود و تشکر میکند!! از اینکه عینکش را به او بر گردانده و آن را نشکسته است! و همه اینها در مقابل دوربین مخفی اتفاق می افتد!

در زندگی ما هم همین طور است دور بین مخفی خداوند همیشه تک تک ما را نشانه رفته است، همه ما عینک هایی داریم که تا روی چشممان است آن را نمی بینیم و برایش ارزشی قائل نیستیم، تمام مدت با ماهستند اما برایمان اهمیتی ندارند، خانواده ،دوست ،وقت ، سلامت و... درست وقتی متوجه میشویم که جلوی چشمان ما از بین می روند و نیست و نابود می شوند و ارزش آن وقتی برایمان روشن می شود که آن را به ما باز گردانند بله همان چیز بی قدری که تا لحظه ایی پیش داشتیم و نادیده می انگاریدیمش حالا که به ما باز گردانیده می شود چقدر مارا خوشحال و سپاسگزار می کند!     

                                                         

نویسنده :یکتا | 12:42 | شنبه بیست و سوم آبان 1388 •

پاسخ به سوال

با توجه به اینکه چندین نفر از دوستان عزیز برای اینجانب کامنت هایی مشابه مبنی بر اینکه به فردی علاقه مند هستند که به دلایل مختلف ادامه روند برایشان ممکن نیست و خواهان فراموش کردن و متنفر شدن هستند باید بگویم که "دوست داشتن و عشق به فردی "و "تنفر و بیزاری" دقیقا دو روی یک سکه هستند یعنی همانقدر که یک فرد ذهنش را درگیر عشق به کسی میکند که به او علاقه مند است به همان میزان هم ذهنش حین تنفر درگیر خواهد بود! برای فراموش کردن و راحت شدن از این وضعیت که می تواند نتیجه شکست عشقی یا اصطلاحا" وسواس فکری نسبت به شخص باشد باید تلاش کرد که نسبت به او و خاطرات او تا حدودی بی تفاوت شد. در مرحله بی تفاوتی است که انسان می تواند به راحتی فراموش کند و زندگی اش به روال عادی بازگردد. برای اینکار ما به زمان نیاز داریم سعی نکنید این درگیری فکری را به زور از سرتان بیرون کنید بگذارید این احساس دوست داشتن و وسواس فکری خود به خود به رِنج نرمال برسد ،زیرا همین سعی و تلاش اجباری برای بیرون راندن فردی از ذهنتان خودش درگیری فکری دیگری ایجاد میکند . از قول اُ شو عرض میکنم که می گوید : وقتی چیزی خودش ، به میل و رضای خودش کنار رفت، رد پایی بر جای نخواهد گذاشت.اما اگر به زور آن را کنار بگذاری،رد پای آن باقی می ماند؛ مثل یک زخم ، یک جوشگاه.

بنابراین تلاش مضاعف برای بیرون راندن درگیری فکری عاطفی یعنی تلاش برای تثبیت آن !

از اینکه مرتب به خودتان بگویید: "باید فراموشش کنم" اجتناب کنید.

مثالی عرض میکنم شما برای لاغر شدن نیازبه چه چیزی دارید؟ غیر اینست که نباید چیزی بخورید یا در حد ضرورت بخورید! تلاش برای فراموش کردن شخص مثل این است که بگویید چه چیز بخورم تا لاغر شوم؟ درحالیکه برای لاغر شدن نیاز دارید که چیزی نخورید!

در واقع تمام آن چیزی که نیاز است تا شخصی را مانند بقیه مردم ببینید و وسواس فکریتان را رفع نمایید قطع تداوم فعالیت فکری ذهن است.

 ** پی نوشت : از آنجایی که در ارتباط دوجنس مخالف اغلب دخترها هستند که لطمه می بینند  این نکات  ممکن است چاره ساز باشد.

نویسنده :یکتا | 10:13 | سه شنبه هفتم مهر 1388 •

کار یا سرگرمی!

کلمه کار برای خیلی ها تصویر زشت و ناخوشایندی است.برای این عده کار هم معنی با مجازات است ، امری است که باید تا حد ممکن به تعویق انداخت، شاید علت ناخوشایندی کار مربوط به اجباری بودن آن است.چراکه اگر کاری باعث سرگرمی شود دیگر سخت و طاقت فرسا به حساب نمی آید،آدمیزاد با اختیار آفریده شده و از اجبار فراری است، وهنگامیکه کار مساوی با نوعی اجبار باشد ناخوشایند می شود، بنابراین اگر کار همراه با نوعی سرگرمی و بازی باشد دیگر سخت نیست، کسی که برای کسب درآمد موسیقی می نوازد ،این کارِِ اوست؛اما کسی که برای تفریح می نوازد ؛بازی می کند، تفاوت موقعیت اجبار و تمایل در چگونگی فعلی که به انجام می رسانیم موثر است ..فردی که اهل مطالعه باشد از کتاب دل نمی کند و همواره در حال تورق کتابهای مختلف است،حال اگر به این فرد بگویند که قراراست از همین کتابهای مورد علاقه اش آزمونی از او بگیرند ،نوع دید او نسبت به لذت بردن از کتاب متفاوت خواهد شد، کتاب خوانی از حالت سرگرمی برای او خارج شده است و به حالت اجبار درآمده که از لذت بخشی آن خواهد کاست.مگر اینکه ما به کارمان هرچند باب میلمان نباشد به عنوان سرگرمی نگاه کنیم ،کار را پازلی بدانیم که به دست ما حل خواهد شد،هر از گاهی به خود جایزه بدهیم و به بازی در زندگیمان بها بدهیم در حین بازی ذهن خلاق ما فعال خواهد شد همچنین بسیاری از افراد ثروتمند هستند که باز هم کار می کنند چراکه برای این افراد کار به منزله سرگرمی است و امری مطلوب و دوست داشتنی است.این نوع نگرش ما به افعال است که آنرا اجباری یا اختیاری می کند، این نکته را به یادداشته باشیم موقعیت اجبار هم یک واقعیت گریز ناپذیر در زندگی است که قابل کنترل نیست اما چیزی را که می شود کنترل کرد نوع نگرش  و واکنش ما به موقعیت هااست.
نویسنده :یکتا | 13:4 | چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 •

برای "او" متفاوت باشید!

همواره در زندگی ما آدمها  افرادی هستند که بیشتر از بقیه دوستشان می داریم ، بودن در کنار آنها را به خیلی از کارها ترجیح می دهیم،خوشحالی انها برای ما اهمیت بسزایی دارد و اندوه آنها مارا مکدر می کند.

از طرفی ما عادت نداریم زبان به احساسات باز کنیم و از علاقه درونمان با این افراد صحبت کنیم ، بلد نیستیم درست ابراز محبت بکنیم .

امام صادق می فرماید : وقتی کسی را دوست داری به او خبر بده.

اگر نمی توانیم در وصف کسی که به او علاقه داریم شعر و جملات قصار عاشقانه سرهم کنیم شاید عجیب نباشد ، اصولا آدمها به چرب زبانها با دید خوبی نگاه نمی کنند؛ اما اینطور نباشد که ابراز علاقه امان به کسی که واقعا دوستش می داریم مشابه با احوال پرسی با بقال سر کوچه باشد! برای کسانی که همدیگر را دوست میدارند مشاهده تفاوت ها و فرق با سایرین مهم می باشد . گاهی اشتباه می کنیم؛ با عشقمان همانطور برخورد می کنیم که با هر کسی در این دنیای دیگر! برای کسی که دوستش می دارید متفاوت باشید ،اگر از کلمه عزیزم ،گلم،.. برای کسی که دوستش می دارید استفاده میکنید این کلمات را برای بقیه استفاده نکنید! بگذارید او هم باور کند که تک سرنشین قلب شماست .

نویسنده :یکتا | 16:11 | شنبه دهم مرداد 1388 •

حفظ آرامش یا مخفی کردن احساسات

آرام و معتدل باشید

اینکه به شما گفته می شود آرام و معتدل باشید ، به هیچ وجه به این معنا نیست که نباید هیچ چیز شماراناراحت کند. زیرا آدم هایی که معلوم نیست کی واقعا خوشحال ، واقعا ناراحت ،یا هر احساس دیگری دارند مرموز تلقی می شوند؛ و افراد اصولا با کسانی که احساسات خود را مخفی می کنند همدردی نخواهند کرد و یا کسانی نظیر من از افرادی که نفرت خود را خاموش و مخفی نگه می دارند می ترسند. اینطور میشود گفت که مخفی کردن احساسات یک امر منفی به حساب می آید!

برخلاف مخفی کردن احساسات ، خونسرد بودن و حفظ آن یک مقوله مثبت ومقبول است. اینکه بتوان احساسات را درشرایط مختلف ،علی الخصوص بحرانی کنترل کرد بسیار پسندیده و در روابط اجتماعی کمک کننده است.

افرادی که در شرایط بحرانی و خاص آرامش و اعتدال خود را حفظ می کنند تفکر و تصمیم گیری بهتر و درست تری دارند و احتمالا منطقی تر از دیگران هستند!

انسانها به آدم های که با حفظ آرامش به مشکلات می پردازند و در اداره احساسات خود  موفق ترند اعتماد بیشتری دارند و در توصیف خصوصیات اخلاقی اشان گفته می شود" اعتماد به نفس خوبی دارند." یا اینکه "فردی اجتماعی هستند"

 برعکس افراد تندخو اصولا تنها هستند، دوستانشان نمی دانند چطور باید با آنها رفتار کنند و احساساتشان درحد خیلی بالا و خیلی پائین درحال نوسان است و به قولی معلوم نیست که الان از ان دسته افراد هستند که معلوم نیست خورشیدشان از کدام سو طلوع کرده یا اینکه طالع امروزشان برج زهرمار است ؟! این دسته افراد اجتماعی و دوست داشتنی به حساب نمی آیند و در تعریف خصوصیاتشان اصولاگفته می شود "که باید مدارا کرد" و یا اینکه "هرکسی اخلاقی دارد".

نویسنده :یکتا | 11:37 | پنجشنبه یکم مرداد 1388 •

گوش دادن فعال

از اغاز خلقت ؛ بشر همواره با ایماء و اشاره درصدد ارتباط برقرار کردن با هم نوع خود بوده، چنانکه با پیشرفت ذهن و هوش بشر زبان و صحبت کردن به جای ایما و اشاره شکل گرفت و از آن پس مردمان با زبانهای مختلف با یکدیگر ارتباط بر قرار می کنند.

اساس ارتباط برقرار کردن صحبت کردن است اما افرادی در ارتباطاتشان دراجتماع موفق تر هستند که شنونده خوبی باشند و اصولا فردی که خوب گوش می دهد در نزد مردم خوش صحبت تر به نظر می رسد تا کسی که حواسش به گفتگو نیست و یا مدام صحبت می کند!

اغلب مردم از مکالمات روزمره فقط صحبتها ی خودشان را به یاد می اورند واز صحبتهای طرف مقابل چیززیادی به یاد ندارندچراکه درحین گوش دادن متوجه افکار خود بوده اند و نصفه و نیمه توجه کرده اند !

از اینرو گوش دادن فعال و در واقع (active listening ) در برقراری ارتباط و ادامه دوستی ها و معاملات بسیار حائز اهمیت است و اساسا هنر محسوب می شود .

برای شنونده فعال بودن نیاز هست که بتوان دیگری را به صحبت کردن ترغیب کرد و درحین صحبت باید به فرد نگاه کرد نگاه کردن باعث می شود که فرد باور کند که به حرفهایش اهمیت می دهید و تکان دادن سر  در طول صحبت نشان از اشتیاق شما برای ادامه گفتگو و شنیدن است. حالات چهره و لحن گفتارتان هم باید مشتاق بودنتان را نشان بدهد استفاده از بعضی کلمات نظیر  جالبه ، که اینطور، بعدش چی شد ، خب (همراه با اشتیاق) می تواند گوینده را تشویق به ادامه گفتگو و رضایت از مصاحبت بنماید. صبور بودن و قطع نکردن کلام طرف مقابلتان نشانه احترام به او است پس در گفتگو صبور باشید و سعی کنید مدیریت صحبت را بدست بگیرید و با بیان کردن خلاصه گفتگو در میان مکالمه به کامل شدن و البته کوتاه شدن آن کمک کنید! و همچنین نشان دهید که به خوبی متوجه منظور طرفتان شده اید .

با رعایت این اصول ساده باعث می شوید که دیگران از مصاحبت با شما لذت ببرند و فردی خوش صحبت و دوست داشتنی محسوب شوید.

نویسنده :یکتا | 14:32 | سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 •

معرفی کتاب

خیلی از ما در زندگی دچار وسواس فکری می شویم ،وسواسی که اگر به عقب برگردیم میبینیم بیشتر ذهنمان را اشغال کرده و به هدر داده!

خوب که نگاه می کنیم متوجه می شویم وابسته به کسی یا چیزی شده ایم که شاید خیلی در زندگیمان نقشی نداشته اما بی جهت فکرمان را مشغول کرده...

کتاب " وقتی نیچه گریست" شاهکار یک دکتر روانپزشک به نام اروین .د.یالوم است که در قالب رمان به رفع این بیماری پرداخته، خواندن این کتاب را به شما پیشنهاد میکنم!

 نام کتاب: وقتی نیچه گریست.

انتشارات:کاروان

مترجم:دکتر سپیده حبیب

وبلاگ نویسنده کتاب: اروین.د.یالوم                                     Irvin Yalom: Portrait and Animation © Gabriele Seethaler

نویسنده :یکتا | 14:6 | شنبه نهم خرداد 1388 •

راحت بگوییم "نه"

بسیاری از افراد هستند که با گفتن کلمه "نه" مشکل دارند،اغلب این افراد می ترسند به دیگران جواب رد بدهند چراکه نگرانند دیگران را از خود برنجانند و از حس شرمندگی حین گفتن "نه" بیزار هستند.

طبق قانون رابطه متقابل در روانشناسی،هرگاه کسی لطفی در حقمان می کند ما خودمان را مدیون او می دانیم و سعی می کنیم تا این لطف را به نوعی جبران کنیم!

این یک قانون ساده است، و البته که هر کسی می تواند از این قانون سوء استفاده کند، ما باید خودمان آگاه باشیم.

فروشنده ایی که می داند اگر اندکی وقت صرف شما کند از او خرید خواهید کرد، اجناسش را یکی یکی برای شما باز می کند و اطلاعاتی از هرکدام به شما می دهد و شما رادرگیر رابطه متقابل می کند. اغلب مردم با قرار گرفتن در این موقعیت جنسی خواهند خرید حتی اگر نیازی به ان نداشته باشند. چرا؟ چون نمی توانند بگویند "نه"! چون در این مواقع احساس شرمندگی می کنند.

مثالهای زیادی وجود دارد،مثلا در اکثر کشورها در بهبوحه انتخابات نمایندگان شام و یا ضیافت برای عوام ترتیب می دهند، اجناس رایگان بین مردم پخش می کنند ، تا به نوعی مردم را مدیون کنند!اینها تماما برپایه قانون رابطه متقابل و ادای دِین در برابر یک لطف است.

دوستی که می داند شما نمی توانید درخواستش را رد کنید،و مرتبا از شما سوء استفاده می کند تا لطفی در حقش بکنید ،پول،ماشین و یا وقتتان را به او اختصاص بدهید و شما نمی توانید بگویید" نه".

بنابراین اگر واقعا نمی توانیم به درخواست کسی جواب مثبت بدهیم اجباری نیست، باید به راحتی با خودمان کنار بیاییم و صراحتا بگوییم "نه".حتی می توانید برای بی حساب شدن با دوستتان که انتظار مساعدت از شما را دارد ؛بلافاصله از او چیزی درخواست کنید.آنهم درخواستی که از عهده او خارج است و یا تمایلی به انجام ان کار ندارد در این صورت و با شنیدن نه از طرف او شما دیگر وجدان درد هم نخواهیدداشت .

مثلا دوست بدحسابی از شما درخواست مبلغی می کند وشما بنا به هر دلیلی تمایل ندارید به او قرض بدهید.پس از گفتن:"نه راستش من پولی در بساط ندارم اما راستی اگر ممکنه فردا ماشینت را که آرم طرح دارد به من بده تا سریعتر به کارهایم برسم؟"

حالا اوست که به دنبال بهانه ایی برای نه گفتن می گردد و شما بی حساب می شوید. البته به یاد داشته باشید کمک کردن در صورت توان کار بسیار خوب و پسندیده ایی است اما همیشه افراد سودجو و فرصت طلب هم در بین دوستان پیدا می شوند و ما روی صحبتمان با آنها ست. درنهایت "نه" گفتن از خودخوری اسانتر است.

نویسنده :یکتا | 2:48 | شنبه دوم خرداد 1388 •

چشمان باز یا بسته؟

 

از حضرت علی پرسیده شد چطور است که بعضی افراد با چشمان باز فوت می کنند و بعضی دیگر با چشمان بسته!؟

حضرت فرمودند : کسی که با چشم باز فوت میکند اجل به او فرصت نداد که دیگر چشمانش را باز کند و کسی که با چشم بسته فوت می کند فرصت باز کردن آنرا نمی یابد!

زندگی کردن هم  یک چشم به هم زدن است! چه خوب است که هیچگاه فرصت باز بودن چشمانمان را از خود نگیریم همانطورکه اجل این فرصت را خواهد گرفت!

در زندگی گاهی برای تصمیم گرفتن نیز به اندازه چشم برهم زدنی فرصت داریم! بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم "زود دیر می شود"!

خیلی زوددیر می شود برای متشکر بودن،گذشت کردن، دوست داشتن، آرامش داشتن....

مُردن با چشمان بسته یا باز بی اهمیت می شود وقتی با اطمینان وایمان به خدا جان خودرا تسلیم کنیم.

بگذاریم خداوند چشمان ما باشد باز بودن و بسته بودن آن چه اهمیتی خواهد داشت آنگاه که هرچه ببینیم خدا باشد و بس! در این دنیا باشیم یا هرجا که حضرت دوست می خواهد!

 

نویسنده :یکتا | 2:0 | شنبه پنجم اردیبهشت 1388 •